jump to navigation

دشت بی فرهنگی ما می 11, 2008

Posted by Ali Shams in 2435884.
add a comment

خبرنامه امیر‌کبیر خبری در مورد اطلاعیه‌ی حراست دانشگاه همدان در مورد نحوه پوشش و رفتار دانشجویان آن دانشگاه منتشر کرده (لینک به خبر). تصویر این اطلاعیه رو در زیر ببینید:اطلاعیه دانشگاه بوعلی همدان

دو سئوال:

  • چه طور میشه یک نفر رو در نوع لباس پوشیدن که شخصی ترین انتخاب یک انسانه محدود کرد و ازش انتظار داشت آزاد و بدون درگیری فکری زندگی کنه (چه رسد به اینکه درس بخونه یا خدای ناکرده تحقیق کنه)؟
  • چرا بعضی‌ها انقدر راحت چیزی رو که بهش اعتقاد دارند به حلق بقیه جامعه فرو می‌کنند؟

نمره دادن بر اساس فاصله می 11, 2008

Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده.
add a comment

همه جور استادی توی زندگی دانشجوییم دیده بودم. استادهایی دیده بودم که چیزهایی که درس می دادن به اسم درس هیچ ربطی نداشت. استادهایی دیده بودم که امتحانهایی که می گرفتند به اسم درس و اون چیزهایی که درس می دادند هیچ ربطی نداشت و استادهایی دیده بودم که نمره هایی که می دادند هیچ ربطی به اون چیزهای دیگه نداشت.

این ترم یک استادی داشتیم که نمره های پایان ترمش رابطه خطی داشت با فاصله ی صندلی ما در کلاس درس با ایشون. آنها که جلوتر نشسته بودند نمره های بالاتری گرفتند و ما که عقبتر نشسته بودیم کمتر نمره گرفتیم و ردیف آخر همه افتادند.

شما به این می‌گین آموزش؟

روز پانجیا چگونه گذشت می 11, 2008

Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده.
add a comment

من آمدم دانشکده و اینترنت قطع بود. وزیر مخابرات هم پهنای باند بیشتر از 128 Kb را برای کاربران خانگی ممنوع کرده است. فکر کنم الان بدانم چرا مردم ایرا را از مابقی دنیا قطع کرده اند.

لایو می-لاگیم! می 10, 2008

Posted by Ali Shams in دين،‌ فرهنگ و جامعه, علم، تكنولوژي و نو‌آوري.
add a comment

اگر پست قبلی را خوانده باشید می دانید که امروز روز پانجیاست. روزی که در آن مردم دنیا با دیدن فیلم کنار هم جمع می شوند. تصمیم دارم از روز پانجیا گزارشی زنده و مستقیم برای کسانی که امکان دیدن فیلم ها را ندارند روی همین وبلاگ و از طریق توییتر منتشر کنم. راستی در توییتر می توانید مرا با شناسه ی windcatcher دنبال کنید. احتمالاً سرعت اینترنت منزل ما برای دیدن فیلم ها کفاف ندهد. ناچاراً با همکاری دانشکده محبوبم در محوطه زیبای دانشکده کارآفرینی فیلم خواهیم دید.

فردا روز پنجیا است می 9, 2008

Posted by Ali Shams in دين،‌ فرهنگ و جامعه.
add a comment

دو سال پیش جهانه نوجایم فیلم ساز سوری-آمریکایی در کنفرانس TED آرزو کرد تا مردم دنیا در یک روز خاص با دیدن فیلم گرد هم جمع شوند. (لینک به سخنرانی نوجایم در TED) این آرزوی او فردا برآورده خواهد شد. بیش از 150 میلیون نفر فردا ساعت 6 عصر به وقت گرینویچ (9:30 شب به وقت تهران) گرد هم می آیند تا 24 فیلم کوتاه را ظرف 4 ساعت تماشا کنند.

این یک جشنواره فیلم جهانی است. جشنواره ای که همه مردم دنیا می توانند در آن شرکت کنند. در 6 نقطه از جهان پرده های سینمای بزرگی برپا شده است و غیر از این در پارکها، سینماها و حتی حیات خلوت خانه ها همه می توانند یک شعبه از جشنواره پانجیا را دایر کنند و به اکران فیلم بپردازند. فیلم ها از طریق شبکه اینترنت به سادگی قابل دریافت است. می توانید از این صفحه لیست مکان های اکران را روی این نقشه گوگلی مشاهده کنید.

تا یک ساعت پیش در ایران هیچ جایی برای دیدن فیلمهای پانجیا وجود نداشت. تا الان هم که من دارم این را می نویسم فقط یکی اضافه شده که در زیرزمین خانه ما با استفاده از یک خط ADSL و یک تلوزیون برپا شده است که البته هنوز توی نقشه نیامده. در صورتی که تشریف میاورید هماهنگ بفرمایید.

وب سایت جشنواره روز پانجیا - مدخل ویکیپیدیا در مورد روز پانجیا

واشنگتن پست: آمریکا آمادگی خود برای حمله به ایران را ارزیابی می کند می 8, 2008

Posted by Ali Shams in ايران.
Tags: , ,
add a comment

بالاترین مقام ارتش آمریکا دیروز گفت آمریکا در حال طرح ریزی «آلترناتیوهای حمله نظامی» برای متوقف کردن دخالت مشکوک و منفی ایران در عراق است.

مقاله ای از واشنگتن پست. بخوانید.

سه پست با یک کلیک می 5, 2008

Posted by Ali Shams in دين،‌ فرهنگ و جامعه, علم، تكنولوژي و نو‌آوري, يادداشت‌هاي شخصي.
5 comments

پست اول: ای بسوزه پدر این عاشقیت ها

شما چند بار عاشق کسی شده اید؟ چند بار در عشق شکست خورده اید؟ هر بار چه احساسی داشتید؟ هر بار به خودتان چه گفتید؟ تا به حال پیش آمده عاشق یک نفر بمانید و با اینکه او دیگر دوستتان ندارد؛ جواب تلفنتان را نمی دهد؛ و با سگ همسایه بهتر از شما برخورد می کند؛ چند ماه یا شاید چند سال هر از چند گاهی گوشی تلفن به دست شرح عاشقیّتتان را برایش داده باشید.

…از شما اصرار و از او انکار.

همه ما (به خصوص انسان های نر) به این در مبتلاییم و در صورتی که از نوعی نباشیم که مادر و عمه بزرگمان برایمان خواستگاری بروند چند باری طعم تلخ و شیرین عشق را چشیده ایم.

لحظه ی قبل از عاشق شدن یعنی درست قبل از آنکه بدانید دارید در سراشیبی عشق می افتید لحظه عجیبی است. در آن لحظه دقیقاً می دانیم که عاشق چه چیزی شده ایم ولی بعد کم کم فراموش می کنیم و این عشق تبدیل به احساس قوی و فراگیری می شود که دیگر در کنترل ما نیست. بعضی مان عاشق رو، بعضی عاشق تن می شویم و «گونه های جانوری روشن فکرتر» (که خودم را از این گونه می دانم) عاشق طرز فکر و فن بیان و علاقه ی مشترک به نمایشنامه های برشت می شویم.

پست دوم: کتاب هفته — انواع فکر ها نوشته دانیل دنت

آیا ما هیچ وقت می توانیم بفهمیم که در فکر یک نفر دیگر چه می گذرد؟ آیا یک زن می تواند تجربه مرد بودن را درک کند؟ آیا بچه ها در رحم مادر تجربیاتی دارند؟ یا در مورد سایر حیوانات؟ اسب ها در طول روز در مورد چه چیزهایی فکر می کنند؟ آیا عنکبوت ها فکر می کنند؟ یا اینکه این تارهای زیبا نتیجه چیزی مثل یک برنامه کامپیوتری است؟ چرا یک ربات پیشرفته نتواند هوشیار باشد؟ آیا ممکن است ربات ها روزی بتوانند احساس درد کنند یا مثل ما آدم ها نگران آینده شان باشند؟

دِنِت (Dennett) کتاب را با این سئوال ها شروع می کند.

دنت معتقد است فکر انسان بخشی از طبیعت اوست. یعنی یکی از چیزهایی است که در طول سالها مادر طبیعت (یا همان فرایند انتخاب طبیعی) در وجود ما کاشته است. دنت تاریخچه تکامل گونه ها را از میلیاردها سال قبل بررسی می کند و توضیح می دهد این فرایند چه طور باعث تولید چیزی مثل فکر انسان شده است. او از گیاهان شروع می کند و کاملاً توضیح می دهد چرا یک گیاه به شبکه عصبی نیاز ندارد و چه طور شبکه های اعصاب مرکزی پیش نیاز ایجاد تفکر شده اند. او تفکّر پیچیده انسانی را با توجه به زبان توضیح می دهد و در نهایت آینده را تشریح می کند که ماشین ها هم در آن می توانند فکر کنند.

kinds of minds

دانیل دنت در ویکیپیدیا - انواع فکرها در کتابفروشی آمازون - صفحه کتاب در google books - سخنرانیهای دنت در TED

پست سوم: عشق چیست؟

در جامعه انسانی زوجیت یک به یکی معمول و مرسوم است و طبیعی است که هر فرد به دنبال یافتن بهترین جفت ممکن باشد. در اینجاست انتخاب طبیعی (همان مادر طبیعت) وظیفه خود را به بهترین نحو انجام می دهد و عشق را وارد بازی می کند. مردها عاشق لب های سرخ، سینه های بزرگ و کمرهای باریک می شوند که نشانه های سلامت ژنتیک در جنس زن است و زن ها عاشق پول، دارایی، هیکل و قیافه و یا تن صدای کلفت مرد می شوند که همه نشانه هایی از آن است که این مرد اولاً ژن های مناسبی در اختیارشان می گذارد و دوماً پدر خوبی برای بچه هایی است که از آن ژن ها تولید می شوند.

آنچه خواندید به نظرتان تحقیر آمیز آمد؟ فکر می کنید در عشق شیرین و فرهاد چیزی آسمانی خوابیده است؟ شاید احساس کنید بهتان توهین شده است ولی با پیشرفت علم می دانیم که آنچه خوانده اید حقیقت محض است. ما همینقدر ساده فکر می کنیم و همینقدر ساده عاشق می شویم. نگاه شما به صورت نامزد، همسر و یا دوست دخترتان خیلی با نگاه یک گربه به گربه همسایه فرقی نمی کند.هر دو موجوداتی زنده هستید و هر دو احساس دارید.

شاید هیچوقت نتوانیم بفهمیم گربه ها چگونه عاشق می شوند ولی از رفتارشان به سادگی می توان حدس زد که احساسات قوی ای در روابطشان وجود دارد. شاید یک روز بتوانیم یک مانیتور به مغز یک سگ وصل کنیم و واقعاً ببینیم او چطور فکر می کند. شاید یک روز این کار را با یک انسان هم کردیم. آن روز توانسته ایم هوشیاری را توضیح دهیم. سئوال بزرگ این است که آیا یک روز می توانیم جدا از ترکیبات شیمیایی سازنده بدنمان فکر کنیم یا عشق بورزیم؟ آیا فکر ما چیزی جدا از این ترکیبات و واکنش های شیمیایی است؟

سخنرانی هلن فیشر در TED (شیمی عشق)