كابوس 17 نوامبر 2007 نوامبر 17, 2007
Posted by Ali Shams in عهد عتيق.Tags: , كابوس, خواب, رزومه
trackback
خانه خيابان سين دخت. خوابيده ام روي تخت. مادر هم توي حال خوابيده كه يعني سر جايش نيست. رزومه ام را گذاشته ام توي حمام كه بشورمش! ناگهان صداي بلند و گوش خراش فرياد مردي از توي حمام به گوش مي رسد. ترسيده ام ولي بدنم با جهشي بزرگ به سمت حمام مي رود. مادر از خواب پريده است. بهش مي گويم كه نترسد چون ماندوس اوپاراندي رزومه( كه خدا بداند چه هست… شبيه اين اصطلاحات اسپانيايي است) است كه سر و صدا مي كند. رزومه را آرام مي كنم. مادر را مي خوابانم و مي خوابم.
ساعت 3 صبح است و به خاطر كابوس بيدار شده ام. شما مي دانيد ماندوس اوپاراندي رزومه چرا ممكنه تو حمام داد و بيداد راه بندازه؟
سلام
ممممممممم
راستش یه ذره فکر کردم ولی دلیلش را نفهمیدم
به تحقیقات بیشتری نیاز داره
تا اطلاع ثانوی برای اینکه شبها خواب خوبی داشته باشی می تونی رزومه ات را بذاری توی حیاط -:)
راسستی با خوندن این پستت خیلی خوشحال شدم
ته دلم غلغلک شد از خوشحالی
خوشحالم
رزومه رو از جهات فنی متوجه میشم،اما غیر فنی اش رو نه!
خصوصاً از پیشوندش چیزی نفهمیدم.
موفق تر باشی