ساعت چهار بامداد آوریل 15, 2008
Posted by Ali Shams in ايران, حكومت و سياست گذاري, مشاهدات پراكنده.Tags: بی نظمی, تهران, شهر
trackback
ساعت چهار صبحه… کارگران محترم شهرداری (یا هر خراب شده ی دیگه ای) حدود یک ربع پیش دست از کار آسفالت کردن کوچه ما کشیدند… کارشون در حدی سر و صدا داشت که مخمل هم نتونست بخوابه، چه برسه به من… من خسته ام و مخمل به شدت عصبی!
به نظرتون روشی اثربخش تر از این برای خراب کردن فردای یک کوچه آدم وجود داشت؟
حالا یک سال دیگه دوباره برمی گردند و همین کوچه رو دوباره می کنند و دوباره آسفالت می کنند و باز هم ما فقیرتر می شویم و باز هم نمی دانیم چرا…
کمال پس این غرنامه ی فحش نامه چی شد؟
چند روزیه که یک صفحه بصورت آزمایشی تو وبلاگم درست کردم به اسم گلایه هام. دلایلم برای اینکار رو همونجا گفتم . بنظرم بهترین راه اومد
اگه بری شکایت از سمت شهردار سابق این طوری جواب می شنوی؟
کجا همچین اتفاقی افتاده؟ ما که همیشه کوچمون ساکنه. بیاین تو کوچه ی ما زندگی کنید.
راستی گفتی کجا؟
خونتون؟ خونشون؟ خونمون؟