اینجا ایران است. آوریل 22, 2008
Posted by Ali Shams in 2435884.trackback
نویسنده وبلاگ مانستار در وبلاگش چنین می نویسد:
آزمایشگاه بخش عفونی – اچ آی وی –آزمایش رایگان.
همه جا روی پوسترها نوشته “آگاه باشیم ؛پیشگیری کنیم ؛ قضاوت نکنیم”
و همین آزمایشگاه مهد قضاوت است.مسئولین پذیرش خیره می شوند،طعنه می زنند،«کارتون چیه خانوما؟چی؟آزمایش بدین؟آزمایش ایدز؟؟هر دو تون؟؟»
نگاهشان سنگین است،همان نگاه همیشگی ِ ایرانی ” تو گناهکاری ، مگر اینکه خلافش ثابت شود”
اچ آی وی های مثبت می آیند و می روند .جو سنگین است از احساس گناه.نور خاکستری مهتابی ها هیچ جا را روشن نمی کند.
در آشپزخانه ی آزمایشگاه بخش عفونی موش پیدا شده! .با موش خیلی عادی تر از اچ آی وی مثبت ها برخورد می شود.
تضاد پوستر های روی دیوار با محیط بوی همان تضاد کهنه ی حرف و عمل را می دهد.سیالی سنگین حال تهوع ام را تشدید می کند.
اینجا ایران است.
احتمالاً شما نیز چنین برخوردهایی را در ایران دیده اید. در آزمایشگاه، در دانشگاه یا، چرا راه دور برویم، کنار خیابان ولی عصر.
من چند سئوال دارم:
1. به نظر شما تشابه قابل توجهی میان این رفتار و رفتار پلیس کنترل حجاب وجود ندارد؟
2. فکر می کنید چرا این رفتارها در جامعه اپیدمی می شود؟
3. «آیا به همین راحتی می شود یک فرهنگ چند هزار ساله را ظرف چند سال تا پاپاسی آخر باخت؟»*
* نقل قول از احمد شاملو، سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم ایالات متحده آمریکا.
جناب شمس.. در چند پست قبل نوشتم که: ما یادمان رفته رشد کردن هم جزوی از زندگی ماست ….جواب دادید که ممنون م….اما برای این پست هم بازهم همان را می نویسم..ما خودمان خیلی چیزها را یادمان رفته…ما یادمان رفته که جای خودمان زندگی کنیم نه جای بقیه اصلن یادمان رفته زندگی کنیم…چرا یادمان رفته؟ به ما یاد ندادند زندگی کردن رو و همیشه البته غیر از این را خوووب یادمان دادند…..همان قول شاملو از همه بهتر تر تر است و باقی هرچه بنویسم زیاده گویی ست
تو اسنجا بیشتر از هر کس دیگه ای به زن ها بی رحمی میشه
با دختر ها بدترین رفتارها میشه
من که تا حالا ندیدم کیف یا جیب یه پسر را تفتیش کنند ولی یه زن باید تمام جیب هاشو تو خیابون به نمایش عام بذاره!!!!
بذار من هیچی نگم.
کاش میشد اینجا نظر خصوصی گذشات چون من ….