اینترنت برای پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها می 4, 2008
Posted by Ali Shams in يادداشتهاي شخصي.trackback
و اما من از یک سال پیش یک کامپیوتر در خانه پدری برپا کردم و بعد از مدتی هم یک خط ADSL بهش اضافه کردم و هر از چند گاهی یک چیز کوچک جدید درباره کامپیوتر یاد پدر و مادرم دادم. مادر بیشتر علاقه نشان می داد و راحت تر هم یاد می گرفت. با اینکه دو، سه هفته طول کشید فرق فایل و فولدر را یاد بگیرد، بعد از چند ماه برای یکی از کلاسهایش با Access یک دیتابیس کوچک درست کرد و فک پایینم را چسباند به زمین. پدر ولی خیلی اهل تکنولوژی نبود و همیشه می گفت «باشد برای یک وقت دیگر» یا «الان من آماده نیستم». تا وقتی که چند سایت سیاسی خوب نشانش دادم و به تکنولوژی علاقه مند شد.
پدر اول وبلاگ ها را کشف کرد و بعد سایت های رادیویی و بعد چون همه سایت هایی که دوست داشت فیلتر شده بود ناچار شد مفهوم «فیلتر شکن» را یاد بگیرد. من هم از فرصت استفاده کردم و پروکسی سرور و DNS سرور و IP و اینجور چیزها را هم یادش دادم. بعد از آنجا که فیلتر شکن ها هم فیلتر می شدند RSS را یاد گرفت و یک حساب کاربری در Google Reader باز کرد و کم کم از ایمیل استفاده کرد.
کم کم مکالمات ما سر میز ناهار (هر چند هفته یکبار ما با هم غذا می خوریم) شکل تازه ای به خود گرفت: «ویروس چیه؟»؛ «آنتی ویروس چیه؟»؛ یا «دیدی ابراهیم نبوی تو سایتش از علی دایی معذرت خواهی کرد؟»… و البته مکالمه محبوب من که چنین بود: «این آرش کمانگیر کیه؟ -همون سعید امامیه تغییر قیافه داده!»
کامپیوتر یاد دادن به پدر و مادر یکی از لذت بخش ترین تجربه های این یک سال بود برای من. امکانات جالبی هم به دست آوردیم مثل مکالمه تصویری که با Skype یا چت کردن با Google Talk و ایمیل که وقتی از ایران بروم (امید است!) خیلی به درد خواهند خورد. شما هم امتحان کنید، پشیمان نخواهید شد.
برادر؟ چی بنده خدا پدر محترمتان را گمراه کردید؟ سلام گرم برسانید خدمت ایشان، بفرمایید گول شما را نخورند.
چاکریم.
راستش من که موفق نشدم، دیدگاه بابا که کاملا منفیه نسبت به موضوع، مامان هم با اینکه دیدگاه مثبتی داره، اما خیلی دیر یاد میگرفت و بخاطر همین دیگه حوصله اش نمیکشید و (البته شاید هم من!!)، خلاصه خیلی بده، ولی من در این راه شکست خوردم.