jump to navigation

سه پست با یک کلیک می 5, 2008

Posted by Ali Shams in دين،‌ فرهنگ و جامعه, علم، تكنولوژي و نو‌آوري, يادداشت‌هاي شخصي.
trackback

پست اول: ای بسوزه پدر این عاشقیت ها

شما چند بار عاشق کسی شده اید؟ چند بار در عشق شکست خورده اید؟ هر بار چه احساسی داشتید؟ هر بار به خودتان چه گفتید؟ تا به حال پیش آمده عاشق یک نفر بمانید و با اینکه او دیگر دوستتان ندارد؛ جواب تلفنتان را نمی دهد؛ و با سگ همسایه بهتر از شما برخورد می کند؛ چند ماه یا شاید چند سال هر از چند گاهی گوشی تلفن به دست شرح عاشقیّتتان را برایش داده باشید.

…از شما اصرار و از او انکار.

همه ما (به خصوص انسان های نر) به این در مبتلاییم و در صورتی که از نوعی نباشیم که مادر و عمه بزرگمان برایمان خواستگاری بروند چند باری طعم تلخ و شیرین عشق را چشیده ایم.

لحظه ی قبل از عاشق شدن یعنی درست قبل از آنکه بدانید دارید در سراشیبی عشق می افتید لحظه عجیبی است. در آن لحظه دقیقاً می دانیم که عاشق چه چیزی شده ایم ولی بعد کم کم فراموش می کنیم و این عشق تبدیل به احساس قوی و فراگیری می شود که دیگر در کنترل ما نیست. بعضی مان عاشق رو، بعضی عاشق تن می شویم و «گونه های جانوری روشن فکرتر» (که خودم را از این گونه می دانم) عاشق طرز فکر و فن بیان و علاقه ی مشترک به نمایشنامه های برشت می شویم.

پست دوم: کتاب هفته — انواع فکر ها نوشته دانیل دنت

آیا ما هیچ وقت می توانیم بفهمیم که در فکر یک نفر دیگر چه می گذرد؟ آیا یک زن می تواند تجربه مرد بودن را درک کند؟ آیا بچه ها در رحم مادر تجربیاتی دارند؟ یا در مورد سایر حیوانات؟ اسب ها در طول روز در مورد چه چیزهایی فکر می کنند؟ آیا عنکبوت ها فکر می کنند؟ یا اینکه این تارهای زیبا نتیجه چیزی مثل یک برنامه کامپیوتری است؟ چرا یک ربات پیشرفته نتواند هوشیار باشد؟ آیا ممکن است ربات ها روزی بتوانند احساس درد کنند یا مثل ما آدم ها نگران آینده شان باشند؟

دِنِت (Dennett) کتاب را با این سئوال ها شروع می کند.

دنت معتقد است فکر انسان بخشی از طبیعت اوست. یعنی یکی از چیزهایی است که در طول سالها مادر طبیعت (یا همان فرایند انتخاب طبیعی) در وجود ما کاشته است. دنت تاریخچه تکامل گونه ها را از میلیاردها سال قبل بررسی می کند و توضیح می دهد این فرایند چه طور باعث تولید چیزی مثل فکر انسان شده است. او از گیاهان شروع می کند و کاملاً توضیح می دهد چرا یک گیاه به شبکه عصبی نیاز ندارد و چه طور شبکه های اعصاب مرکزی پیش نیاز ایجاد تفکر شده اند. او تفکّر پیچیده انسانی را با توجه به زبان توضیح می دهد و در نهایت آینده را تشریح می کند که ماشین ها هم در آن می توانند فکر کنند.

kinds of minds

دانیل دنت در ویکیپیدیا - انواع فکرها در کتابفروشی آمازون - صفحه کتاب در google books - سخنرانیهای دنت در TED

پست سوم: عشق چیست؟

در جامعه انسانی زوجیت یک به یکی معمول و مرسوم است و طبیعی است که هر فرد به دنبال یافتن بهترین جفت ممکن باشد. در اینجاست انتخاب طبیعی (همان مادر طبیعت) وظیفه خود را به بهترین نحو انجام می دهد و عشق را وارد بازی می کند. مردها عاشق لب های سرخ، سینه های بزرگ و کمرهای باریک می شوند که نشانه های سلامت ژنتیک در جنس زن است و زن ها عاشق پول، دارایی، هیکل و قیافه و یا تن صدای کلفت مرد می شوند که همه نشانه هایی از آن است که این مرد اولاً ژن های مناسبی در اختیارشان می گذارد و دوماً پدر خوبی برای بچه هایی است که از آن ژن ها تولید می شوند.

آنچه خواندید به نظرتان تحقیر آمیز آمد؟ فکر می کنید در عشق شیرین و فرهاد چیزی آسمانی خوابیده است؟ شاید احساس کنید بهتان توهین شده است ولی با پیشرفت علم می دانیم که آنچه خوانده اید حقیقت محض است. ما همینقدر ساده فکر می کنیم و همینقدر ساده عاشق می شویم. نگاه شما به صورت نامزد، همسر و یا دوست دخترتان خیلی با نگاه یک گربه به گربه همسایه فرقی نمی کند.هر دو موجوداتی زنده هستید و هر دو احساس دارید.

شاید هیچوقت نتوانیم بفهمیم گربه ها چگونه عاشق می شوند ولی از رفتارشان به سادگی می توان حدس زد که احساسات قوی ای در روابطشان وجود دارد. شاید یک روز بتوانیم یک مانیتور به مغز یک سگ وصل کنیم و واقعاً ببینیم او چطور فکر می کند. شاید یک روز این کار را با یک انسان هم کردیم. آن روز توانسته ایم هوشیاری را توضیح دهیم. سئوال بزرگ این است که آیا یک روز می توانیم جدا از ترکیبات شیمیایی سازنده بدنمان فکر کنیم یا عشق بورزیم؟ آیا فکر ما چیزی جدا از این ترکیبات و واکنش های شیمیایی است؟

سخنرانی هلن فیشر در TED (شیمی عشق)

دیدگاه‌ها»

1. hisitech - می 5, 2008

آقا خدا امواتت رو بیامرزه ! از وقتی این TED رو به ما معرفی کردی ما کلی از این ویدئو هاش رو دیدیم . اتفاقا همین آخریه رو که گذاشتی از سرکار هلن فیشر چند وقت قبل دیدم . برام جالب بود واقعا .
چند تا از این تد ها رو داری ؟ در چه موضوعاتی ؟

2. پرنیان - می 5, 2008

diri di diri didi didi did idi didri
بادا بادا مبارک بادا
کوچه تنگه بله؟ عروس حالا قشنگه یانه؟ بله؟
اصلاً عروسه یا آأم می باشد؟ یعنی انسان(چه مرد چه زن)

راستی تا جایی که یادمه قبلنا به نر میگفتن مذکر. حالا خیلی فرقش نیست.

راستی من یکی را میشناسم که یه مدت از فن بیان وطرز فکر و ایده ها و راهنمایی های کیی خیلی خوشش اومده بود. فکر و ذکرش شده بود اون. نمی دونم عاشق یا شیفته یا …
به هر حال فکرش را مشغول کرده بود. ولی هر بار به طرف زنگ میز یا طرف تو زیرزمین بود. یا تو اتاق استاد. یا مریض بود یا…

آخرش هم هیچ مه ی خیر خواهی پیدا نشد براش بره خواستگاری.
خودش هم از خیرش گذشت. دید طرف خیلی سرش شلوغه. گفت ما را با این بسی راه دراز در پیش است..

آخر شبی چقدر چرن گفتما :)

3. پرنیان - می 5, 2008

میگم کم کم باید به این برچسب هات واژه ی زیبای “عشق” را هم اضافه کنی این جور که بوش میاد.
البته این جور که بوش میاد احمدی نزاد میره :)

4. پرنیان - می 5, 2008

از نوشتن نظر اولیم پشیمونم.
میشه لطف کنی پاک کنی؟
شاید اون طرف خوشش نیاد.
همیشه همین جوری عجله ای بدون فکر کار میکنم بعد میبینم چه گندی زدم.
این جوری نگام نکن. از بس ذوق کردم فکر کردم عاشق دختر همسایهتون شدی :)

اه چرا این word press نظر شخصی نداره؟
علی جان لطفا پاکش کن نظرم را
ممنون میشم

5. حمیدرضا - می 6, 2008

ای بابا نکنه خبریه ؟ زدید تو کار عشق و عاشقی .
با نظر شما هم در مورد عشق، به عنوان یک پدیده ذاتی موافق هستم. البته تا حدودی.
تا حدودی که گفتم از این جهته که اگر تمام لغت نامه های دنیا رو هم بگردید، تعریف دقیقی از عشق پیدا نمی شه کرد. یعنی اصلا تعریف دقیقی از عشق نمی شه بینا کرد!

6. علی کجا غیبش زده بود و این مدت چه کار می‌کرد؟ « مشاهدات پراکنده - می 30, 2008

[...] این هفته بعد از تمام شدن این کتاب مشغول خواندن River Out of Eden (به فارسی رودخانه‌ای به بیرون [...]