اختلاف : مقالهای از نیویورک تایمز ژوئن 5, 2008
Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري, دين، فرهنگ و جامعه, مشاهدات پراكنده.Tags: احمدینژاد, اسلام, دین, روحانیت, شیعه
trackback
مقاله: روحانیون ایران به رئیس جمهور میگویند که در مسائل دینی دخالت و اظهار نظر نکند. نازیلا فتحی، 20 می 2008، نیویورک تایمز
با سلام
آقای احمدی نژاد که با امام زمان در تماسه به امام زمان بسپاره که آقایون را حالی کنه تا مهدوی ها ایراد نگیرند . مطالب جالبی را گلچین می کنی . خسته نباشید .
با تشکر
همسایه خورخلاصی
و این بار علی کجا غیبش زده است؟
بابا تار عنکبوت بست اینجا
بیا یع خبری بده از خودت رفیق
سلام علي شمس
حرف خاصي براي گفتن داشتم، ولي اينجا همه سر مي زنن!
من هيچ موقع سوالامو در جمع نمي پرسم نه بخاطر اينكه خجالت مي كشم!
به اين وبلاگ سر مي زنم نمي تونم بگم چرا اما دوست دارم بدوني!
دنيات چقدر بزرگه!؟
سلام…ببخشید بی ربطه..یادم میاد که کارآفرینی می خوندید!!! اگر درست به خاطر میارم می خاستم دوباره مزاحم بشم واسه گرفتن یه سری اطلاعات..
سلام!
به زودي بهتون ايميل مي دم و ميگم حرف خاصم چيه!
اين روزها حتي وقت حرف زدن با خودمم ندارم!
كارآفريني مي خونين !؟من مشاور رسمي كسي هستم كه فوق اين رشته است.
ميشه ازتون بخوام بيشتر در مورد خودتون توضيح بديد!؟
آقاي علي شمس
مدتي است كه از انتخابات مجلس گذشته و فضا را مناسب ديدم تا راجع به اظهار نظر شما در زمينه كانديداتوري خود صحبت كنم.
1- در ابتدا پارادايم ذهني بنده نسبت به منتقد:
“منتقد جامع الاطراف و آگاه پاينده باد و منتقد احساسي هدايت!”
چراكه اولي منجر به ارتقاء و اصلاح نقدشونده و دومي باعث ظلم به او مي گردد.
مي توان مثل آقاي خاتمي گفت “زنده باد مخالف من” اما آيا هر مخالفي ايجاد ارزش افزوده مي كند؟ مخالفي كه بر اساس احساس خود نسبت به نقد شونده و نه بر اساس آگاهي از او و اعمال او به مخالفت با او مي پردازد واقعاَ چقدر فرد مفيدي براي نقد شونده و جامعه مخاطبان خود خواهد بود و چه ارزشي را آفريده است؟ آيا مخاطبان خود را كه به او و نظرات او اعتماد دارند آگاه كرده يا موجبات گمراهي ايشان را فرآهم آورده است؟ در اينصورت اين نقش مخرب خود را چگونه جبران خواهد كرد؟ درختي از افراد را در نظر بگيريد كه بر اساس يك نظر اشتباه، شبكه اجتماعي گمراهي را پديد مي آورند. گرچه در تضارب آراء ،نظرات و انديشه ها، همواره اميد به رخ زدن جوانه هاي حقيقت و واقعيت داريم اما اثر سوء نظرات تخريبي بدون پشتوانه در مورد رويدادهايي كه محدوديت زماني دارند كاملاَ تاثير گذار و از طرف ديگر براي اشاعه دهنده ي آن نظرات كاملاَ ناممكن براي جبران و طلب آمرزش.
بنابراين ما معتقد به منتقد آگاه هستيم كه منجر مي شود به انتقاد سازنده.
اين پرسش براي من باقي است كه شما چه آشنايي با اينجانب داشتيد كه صحبت از قحط الرجال نموديد؟ البته هدف از اين سئوال اين نيست كه خود را در زمره رجال قلمداد كنم بلكه هدف آن است كه شواهدي كه منجر به اين تفكر در جنابعالي گرديد را واكاوي نمايم.
2- و اما در رابطه با فلسفه حضور حقير در انتخابات مجلس و مانيفست بنده، كافيست اشاره كنم كه تصميم دارم به تاريكي ناسزا نگويم، بلكه اثربخشي خود در رفع آنرا جستجو كنم.
“به جاي آنكه به تاريكي دشنام دهي، شمعي برفروز”
3- و در آخر در رابطه با وبلاگ حضرتعالي و جمعي كه بعنوان دوستانتان در آن به ابراز عقيده مي پردازند:
“مطالب و نظرات و عقايد بسيار محترمي در آن ذكر شده است اما اميد است به سطحي كه از دانشجويان دانشگاه شريف انتظار مي رود چه از حيث محتوي و چه از حيث اظهار نظر كنندگان ارتقاء پيدا كند.”
به هر صورت از شما و مخاطبين شما بواسطه وقتي كه براي مطالعه نظرات بنده مصروف داشتيد، تشكر نموده آماده پاسخگويي به سئوالات و نظرات شما از طريق پست الكترونيكم به آدرس: pashnehtala@yahoo.com هستم.