jump to navigation

اختلاف : مقاله‌ای از نیویورک تایمز ژوئن 5, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري, دين،‌ فرهنگ و جامعه, مشاهدات پراكنده.
Tags: , , , ,
2 comments

مقاله: روحانیون ایران به رئیس جمهور می‌گویند که در مسائل دینی دخالت و اظهار نظر نکند. نازیلا فتحی، 20 می 2008، نیویورک تایمز

یک مقاله، یک ویدئو و یک نقشه فوق العاده از واشنگتن‌پست ژوئن 1, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري.
Tags: , , ,
2 comments

مقاله تایم در مورد قیمت جهانی مواد غذایی ژوئن 1, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري.
Tags: ,
1 comment so far

علی در مشاهدات پراکنده‌اش به این مقاله برخورد:

چرا مردم دنیا پول برای غذا ندارند و چرا افزایش قیمت‌ مواد غذایی ادامه خواهد داشت”،‌ جکسون دایکمان،‌ تایم،‌ 19 می 2008.

علی این مقاله را اینطور خلاصه می‌کند:

1. کاهش تولید مواد غذایی باعث شده بعضی کشورها برای حفظ منافع مردمشان اجازه صادرات ندهند.

2. افزایش قیمت نفت و سوخت هزینه تمام شده مواد غذایی را بالا برده

3. مقدار زیادی از غلات کشت شده برای تولید بیو-سوخت مصرف می‌شود. که اولاً باعث شده عرضه‌ی غلات کم شود و دوماً باعث شده غذای دام که عمدتاً غلات است کم عرضه شود.

1 + 2 + 3 => رکورد جهانی در قیمت مواد غذایی

بوش: آمریکا در کنار اسرائیل ایستاده است. می 22, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري.
3 comments

واشنگتن پست: بوش در مراسم 60 سالگی اسرائیل، ایران را با آلمان نازی مقایسه کرد.

این هم از چک سفید آمریکا در حمایت از هرگونه حمله نظامی اسرائیل به ایران! متاسفم که آدمی مثل بوش رئیس جمهور آمریکاست.

چگونه یک کشور را نابود کنیم می 14, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري.
1 comment so far

آزاد‌تبریز به نقل از همشهری: «7 سال دیگر دریاچه ارومیه به شوره زاری به وسعت 4 هزار کیلومتر مربع تبدیل می‌شود که کمترین پیامد آن، تغییر آب وهوای منطقه، پیشروی نمک به سمت اراضی کشاورزی و تخریب آن و خالی شدن صدها روستا از سکنه است.»

عنوان مطلب و خبر به اندازه کافی گویا هستند. لازم است اشاره کنم طرح احداث این پل نه در زمان پرزیدنت احمدی‌نژاد که در زمان محمد‌خاتمی مطرح شد. می‌بینیم که تفاوت چندانی بین دو گروه اصولگرا و اصلاح‌‌طلب نیست. گروه دوم فقط ویترین قشنگ‌تری دارد و گرنه هیچ‌کدام از این دو گروه در حد و اندازه اداره سیستم پیچیده‌ای مانند یک کشور نیستند. نظر من که این است، تا نظر شما چه باشد.

مرتبط: دریاچه ارومیه شوره‌زار خواهد شد.

دشت بی فرهنگی ما می 11, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري, دين،‌ فرهنگ و جامعه, مشاهدات پراكنده.
1 comment so far

خبرنامه امیر‌کبیر خبری در مورد اطلاعیه‌ی حراست دانشگاه همدان در مورد نحوه پوشش و رفتار دانشجویان آن دانشگاه منتشر کرده (لینک به خبر). تصویر این اطلاعیه رو در زیر ببینید:اطلاعیه دانشگاه بوعلی همدان

دو سئوال:

  • چه طور میشه یک نفر رو در نوع لباس پوشیدن، یعنی شخصی ترین انتخاب یک انسان، محدود کرد و انتظار داشت آزاد و بدون درگیری فکری زندگی کنه، چه رسد به اینکه درس بخونه یا خدای ناکرده تحقیق کنه؟
  • چرا بعضی‌ها انقدر راحت چیزی رو که بهش اعتقاد دارند به حلق بقیه جامعه فرو می‌کنند؟

قیافه های حق به جانب می 3, 2008

Posted by Ali Shams in ايران, حكومت و سياست گذاري.
1 comment so far

گاه و بی گاه با انتقادهای اطرافیان در مورد رفتن از ایران مواجه می شوم و این کلیشه همیشگی که می گویند:

«اگر همه بروند پس چه کسی بماند و اینجا را بسازد؟»

کسی که این جمله را می گوید معمولاً قیافه حق به جانبی می گیرند و (به خصوص اگر میان سال و تحصیل کرده هم باشد و در ارگانی دولتی پست داشته باشد) ژستی می گیرد که یعنی شما قدر زحمات امثال ما را که مانده ایم و جنگیده ایم و اینجا را “ساخته ایم” نمی دانید. نمک خورده اید و نمک دان را دارید می زنید زمین و می شکنید.

این آدمهای حق به جانب در چند جای استدلالشان اشتباه می کنند:

اول آنکه میهن پرستی به این معنای «کهنه» نیست که باید ماند و یک مرز جغرافیای «قراردادی» را آباد کرد و با باقی دنیا کاری نداشت. ناسیونالیسم (یا همان میهن پرستی) راه حلی است که دولت های استعمارگر برای حفظ مستعمره های خود اختراع کردند و اگر کمی فکر کنید می بینید که کاملاً بی ریشه است. چه چیز باعث می شود مردمان اینطرف مرز ایرانی باشند و مردمان آنطرف ایرانی نباشند؟ مگر ما همه آدم نیستیم؟ مگر زمین گرد نیست؟

دوم آنکه، برای آباد کردن مملکت به تخصص نیاز است و نه به اصولگرا و اصلاح طلب. قحط الرجالی که آقای خاتمی شعارش را می داد امروز مثل سرطان ایران را در برگرفته. نگاهی گذرا به هر کدام از وزارت خانه ها، اداره ها و یا شرکت های خصوصی کافی است که آدم ببیند بهترین استعدادهای ایران دارند برای همیشه از اینجا می روند.

اگر دولت ایران فضای زندگی و نفس کشیدن را کمی آزادتر می کرد آمار بازگشت تحصیل کرده ها به ایران خیلی بالاتر می رفت. اگر دولت اجازه تاسیس دانشگاه های خصوصی را می داد و فضای آزادی به وجود می آورد ما می توانستیم از امکانات دنیای پیشرفته برای پیشرفت خودمان استفاده کنیم. افسوس که ایران به جای آنکه به فکر حفظ بهترین استعدادهایش باشد به فکر ساق پای دخترهای توی خیابان است.

و دست آخر اینکه، آقایان و خانم ها، هر کس مسئول زندگی خودش است!

——-

پی نوشت: با همه این حرفها من فکر می کنم باید میهن دوست (و نه میهن پرست) بود. باید عاشق فرهنگ و هنر و ادبیات ایران بود چرا که این تنها چیزی است که ما را به عنوان ایرانی تعریف می کند. باید دوست داشت ایرانی ها رشد کنند و جامعه ای توانا شوند چرا که هر ایرانی ذره ای است از هویت ملی ایرانیان. هویت ملی ایرانی با ارزش ترین چیزی است که ما داریم و باید آن را حفظ کنیم، به خصوص در این زمانه که هویت ملی ایرانی از هر سو مورد حمله است.