jump to navigation

اختلاف : مقاله‌ای از نیویورک تایمز ژوئن 5, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري, دين،‌ فرهنگ و جامعه, مشاهدات پراكنده.
Tags: , , , ,
2 comments

مقاله: روحانیون ایران به رئیس جمهور می‌گویند که در مسائل دینی دخالت و اظهار نظر نکند. نازیلا فتحی، 20 می 2008، نیویورک تایمز

کتاب هفته: تعالیم گواتما بودا برای گوسفندان می 31, 2008

Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده.
Tags: , ,
add a comment

تصویر جلد کتاب

پشت جلد کتاب چنین نوشته شده:

«هنگامى‌که سخن از معنويت و باورهاى اساسى به ميان مى آيد، گوسفندان را بيش از هر جاندار ديگرى دست کم مى گيريم. کتابى که در دست داريد استعدادهاى درخشان اين جانوران نجيب را محترم شمرده و به رسميت مى شناسد و به گوسفندان دانش پژوه در سراسر جهان امکان مى دهد که استعدادهاى خود را بپرورانند و سالک طريقت روشنگرى باشند.»

کتاب مجموعه‌ای از جملات حکیمانه است که ظاهراً متعلق به گواتما بودا هستند و در کنار هر جمله یک طرح مرتبط از گوسفندان.

در نگاه اول به نظر می‌رسد ترجمه خوبی از کتاب ارائه شده است–هر چند کل کتاب 50 جمله بیشتر نیست– ولی وقتی ترجمه را با متن اصلی مقایسه کنید می‌بینید که این طور نیست. ترجمه اصلاً دقیق نیست و در بعضی موارد جملات کاملاً عوض شده اند. با این همه از جذابیت ایده‌ی کتاب چیزی کم نشده است.

موارد مصرف کتاب به خصوص برای وقتی است که می‌خواهید مودبانه به شخصیت کسی توهین کنید.

صفحه کتاب در آمازون - متن کتاب در آمازون - متن کامل کتاب در این سایت

از همین نویسنده: فنگ‌شویی برای گربه‌ها، فنگ شویی برای سگ‌ها

علی کجا غیبش زده بود و این مدت چه کار می‌کرد؟ می 30, 2008

Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده, يادداشت‌هاي شخصي.
Tags: , , , ,
1 comment so far

بیشتر مشغول نوشتن پایان نامه هستم و سرم به چندتا مقاله‌ای گرم شده که قبل از رفتن می‌خوام آماده چاپ بشن. امانتی‌ها رو پس می‌دم و کارهای ناتموم رو تموم می‌کنم…

مشاهدات پراکنده این چند وقت عبارتند از:

1. این هفته بعد از تمام شدن این کتاب مشغول خواندن River Out of Eden (به فارسی رودخانه‌ای به بیرون از بهشت) نوشته Richard Dawkins (به فارسی داکینز) هستم. کتاب مثل باقی نوشته‌های داکینز فوق العاده است و توضیحاتی آسان فهم بر تئوری تکامل داروین ارائه می‌کند. [در سایت gigapedia.com ثبت‌نام کنید تا تمامش را دانلود کنید. یکی از بهترین مراجع دانلود کتاب الکترونیکی غیرقانونی. مخصوص فرهنگ دوستانی که در برهوت فرهنگ زندگی می‌کنند.]

2. مشاهده می‌شود که ایرانی‌ها بیشتر توی توییتر،فرندفید،وبلاگ و کلّا اینترنت وقت تلف می کنند تا کار مفید. توییتر کاربردهای جالب زیادی داره. مثلاً صفحه مریخ‌نشین عقاب. مریخ نشین یک ماه پیش روی قطب شمال مریخ فرود آمده و این صفحه لحظه به لحظه وضعیتش رو به دنیا گزارش میده. تازه می‌تونید در مورد پروژه سئوال بپرسید و جواب بگیرید؟ با حال نیست؟ [ضمناً صفحه توییتر من هم اینجاست اگر خواستید می‌تونید مرا دنبال کنید.]

3. سایت Palabea.net یک شبکه اجتماعی برای آموزش و آموختن زبان. به یک زبان تسلط دارید و می‌خواهید یک زبان یاد بگیرید. یک ابزار گفتگوی خوب هم وجود داره که امکان گفتگوی تصویری رو در اختیار می‌گذاره.

4. در هفته‌ای که گذشت از اصلاح‌طلب‌ها بیشتر متنفر شدم. دوستان از دکتر عارف نقل کرده‌اند که ایشون در مورد انجمن اسلامی شریف چنین گفته اند: «…اصلاً عکس شاملو نباید توی جایی به نام انجمن اسلامی به دیوار باشه». (توضیح آنکه در اتاق انجمن اسلامی دانشگاه شریف تصویر احمد شاملو  به دیوار آویخته شده و توضیح آنکه آقای عارف احتمالاً کاندیدای اصلاح‌طلب باشد.) راستی شما به همچین آدمی رای می‌دهید؟ اصلاح طلب‌ها باعث می‌شن گاهی (فقط برای یک لحظه) از احمدی‌نژاد خوشم بیاد.

بعد از تحریر: توضیح آنکه انجمن اسلامی دانشگاه شریف چندان انجمن محترمی نیست. به استثنای عده کمی، بیشترشان صبح که دانشگاه می‌آیند دهانشان بوی الکل می‌دهد. آدم‌های نفهم و گنده و نتراشیده به خصوص در سال‌های اخیر آنجا زیاد شده‌اند. آدم‌هایی که یک سیگار گوشه لبشان است و امروز عاشق این دختر هستند و فردا عاشق آن یکی. اگر آقای عارف می‌خواست می‌توانست به این بهانه‌ها مشروعیت انجمن اسلامی را زیر سئوال ببرد ولی ایشان باید بدانند زبان فارسی به شاملو وامدار است. کنار گذاشتن شاملو یعنی خیانت به زبان فارسی و آن یعنی خیانت به یکی از اصلی‌ترین داشته‌های مردم ایران

5. در دو هفته‌ای که گذشت اولین فمینیستی رو دیدم که ازش خیلی خوشم اومد. جالب آنکه این فمینیست عزیز زن هم نبود. خیلی خوبه که بعضی‌ها فرق بین نق زدن و مبارزه مدنی رو متوجه بشه. (توضیح آنکه علی‌ معمولاً از فمینیست‌ها خوشش نمیاد چون معمولاً ضد مرد بودن رو با تلاش برای به دست آوردن حقوق مدنی اشتباه می‌گیرند.)

6. در پایان اینکه نرم افزار Qnext احتمال داره باعث بشه Gaim‌ رو کنار بگذارم.

دشت بی فرهنگی ما می 11, 2008

Posted by Ali Shams in حكومت و سياست گذاري, دين،‌ فرهنگ و جامعه, مشاهدات پراكنده.
1 comment so far

خبرنامه امیر‌کبیر خبری در مورد اطلاعیه‌ی حراست دانشگاه همدان در مورد نحوه پوشش و رفتار دانشجویان آن دانشگاه منتشر کرده (لینک به خبر). تصویر این اطلاعیه رو در زیر ببینید:اطلاعیه دانشگاه بوعلی همدان

دو سئوال:

  • چه طور میشه یک نفر رو در نوع لباس پوشیدن، یعنی شخصی ترین انتخاب یک انسان، محدود کرد و انتظار داشت آزاد و بدون درگیری فکری زندگی کنه، چه رسد به اینکه درس بخونه یا خدای ناکرده تحقیق کنه؟
  • چرا بعضی‌ها انقدر راحت چیزی رو که بهش اعتقاد دارند به حلق بقیه جامعه فرو می‌کنند؟

نمره دادن بر اساس فاصله می 11, 2008

Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده.
add a comment

همه جور استادی توی زندگی دانشجوییم دیده بودم. استادهایی دیده بودم که چیزهایی که درس می دادن به اسم درس هیچ ربطی نداشت. استادهایی دیده بودم که امتحانهایی که می گرفتند به اسم درس و اون چیزهایی که درس می دادند هیچ ربطی نداشت و استادهایی دیده بودم که نمره هایی که می دادند هیچ ربطی به اون چیزهای دیگه نداشت.

این ترم یک استادی داشتیم که نمره های پایان ترمش رابطه خطی داشت با فاصله ی صندلی ما در کلاس درس با ایشون. آنها که جلوتر نشسته بودند نمره های بالاتری گرفتند و ما که عقبتر نشسته بودیم کمتر نمره گرفتیم و ردیف آخر همه افتادند.

شما به این می‌گین آموزش؟

روز پانجیا چگونه گذشت می 11, 2008

Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده.
add a comment

من آمدم دانشکده و اینترنت قطع بود. وزیر مخابرات هم پهنای باند بیشتر از 128 Kb را برای کاربران خانگی ممنوع کرده است. فکر کنم الان بدانم چرا مردم ایرا را از مابقی دنیا قطع کرده اند.

غرور پوشالی آوریل 30, 2008

Posted by Ali Shams in ايران, حكومت و سياست گذاري, مشاهدات پراكنده.
5 comments

ما ایرانی ها بیشتر با گذشته مان زندگی می کنیم: با شکوه و ابهت هخامنشی، با اسم دانشمندانی که هم خودشان و هم کتابهایشان تا امروز هفتاد کفن پوسانده. با فرهنگ و ادب چند هزار ساله ای که حتی یک صفحه اش را نیز نخوانده ایم، با خلیج همیشگی فارس*، با بادگیرهای یزد، با مدیران ایرانی گوگل…

چه ترحم بر انگیز! ملتی که به چیزهایی که ندارد می بالد. چه افتضاح!

روی سخن من با آن کسانی است که به حافظ می بالند ولی به جز فال هایی که مرغ عشق گدای سر کوچه شان بهشان می دهد چیزی از شعرهایش یا از زندگی اش نخوانده اند. روی سخن من با آن پسرهای جوانی است که یک گردنبند فَرَوهر به بزرگی خرمهره گردنشان می کنند، لباسهای چسبناک تنشان می کنند و توی خیابان ولی عصر (پهلوی سابق) عضله هایشان را مثل اسب به رخ دخترهایی می کشند که از خودشان هم چندش آورترند. سخن من با آنهاست که گاه و بی گاه طومارهای اینترنتی در اعتراض به عوض شدن نام خلیج فارس* امضا می کنند ولی تا حالا از شهرشان هم به زور خارج شده اند.

من درس تاریخ نخوانده ام ولی چند صفحه ای کتاب ورق زده ام. تاریخ ایران از سه هزار سال تا امروز را که بخوانی بیشترین چیزی که توی ذوق می خورد برادر کشی، پدر کشی و مادر کشی برای تصاحب تاج و تخت است. در همان درگاه هخامنشی که «منشور حقوق بشر»ش معروف است؛ بعد از داریوش اول هیچ خبری نیست جز ریختن خون برادر برای تصاحب جای پدر. در مورد دوره های بعد اصلاً صحبتی نمی کنم چرا که وضع خیلی بدتر است.

شهرهای بزرگ ایران که تا اوایل سلطنت صفویان مهد علم و دانش بود در پنج قرن اخیر تا ابتدای سلطنت سلسله منحط قاجار فقط شاهد قحطی، جنگ و اپیدمی های کشنده بوده اند…

علم قدیم که ما از آن بیشتر با ابوسینا، فارابی و بیرونی آَشنا هستیم کهنه شده است. حتی اگر برای بعضی شاخه ها مانند تاریخ و فلسفه علم ارزش توجه کردن داشته باشد تا نخوانیمش از آن بهره ای نخواهیم برد. سئوال اینجاست که شما چقدر از فرهنگ، علم و تاریخ چندین هزار ساله خود چیز می دانید؟

آقایان، خانم ها! لطفاً کمی در توهماتتان تجدید نظر کنید!

چرا ما اینقدر بی ریشه شده ایم؟ مقصر اصلی این اپیدمی بی ریشگی کیست؟ به نظر من فقط و فقط دولت ها و حکومت هایی که بر این سرزمین حکم رانده اند. نمی شود از کسی انتظار داشت در مورد کشورش و در مورد فرهنگ چند هزار ساله اش آدم مطلعی باشد در حالی که تمام دوران تحصیل از دبستان تا پایان دوران لیسانس برایش در مورد تاریخ شبه جزیره عربستان آن هم بعد از ظهور رسول اسلام صحبت کرده باشند. چرا این همه بی توجهی در نظام آموزشی ایران وجود دارد؟ آیا به این ترتیب به نسلهای بعدی ایرانیان که فرهنگ ملی شان را از دست خواهند داد خیانت نخواهد شد؟

آیا این خیانت از خیانت به تاراج دادن ثروت ملی که در دوره منحط قاجاریه اتفاق افتاد بزرگتر نیست؟ در پاسخ کودکانی که 50 سال بعد از ما جواب می خواهند چه خواهیم گفت؟

بیایید کمی تاریخ بخوانیم. ما کشور ثروتمندی نیستیم. ما کشور صاحب علمی هم نیستیم. ما خیلی چیزهای دیگر هم نیستیم. لااقل این فرهنگ و ادب چندین هزارساله را به این آسانی نبازیم.

—-

* در مورد خلیج فارس: عبارت Persian Gulf به فارسی که ترجمه شود می شود «خلیج پرشیا» و نه «خلیج فارس». سهم کرد و بلوچ و ترک و گیلک از این خلیج مشخص نیست.

- عکس: علی شمس, خیابان امیر آباد زمستان 1386.