عكس روز: بيشوهري در ايران خيانت است به قرآن فوریه 28, 2008
Posted by Ali Shams in دستهبندی نشده.Tags: قرآن, چادر, ايران, بسيح, حجاب, خيانت, شوهر, شوور, عكس, عجيب ولي واقعي
5 comments
توجه: يكي از اين آقايان گروه فشاري پيام توهينآميزي فرستاده بود مبني بر اينكه اين مطلب پاك شود. از ترس جانم عكس را برداشتم. با اين جماعت خشن نميشود شوخي كرد!
مردان عزب عزيز مواظب باشيد توي خيابان هپلي هپو نشويد. از ما گفتن بود…
عكس از خبرگزاري مستطاب مهر
پي نوشت: X در بخش پيامها چنين نوشته است
خير واقعي نيست .اگه كسي با فوتوشاپ كار كرده باشه كاملا ميفهمه كه جمله بالا رو درست كردن .اين شعار معروفيه: سكوت هر مسلمان خيانت است به قرآن پس در نتيجه از جنس مذكر هم هرچي بگي برمياد! اين دست كارها فقط از دست يه مشت علاف بيكار برمياد كه نميدونن وقتشونو چطور به بطالت بگذرونن.
الان كه بيشتر به عكس نگاه ميكنم ميبينم حرفش درسته. ممنون رفيق.
رابطه نامشروع دين و سياست فوریه 27, 2008
Posted by Ali Shams in دين، فرهنگ و جامعه, مشاهدات پراكنده.Tags: محدوديت, بوسه, جوك, جرج بوش, حجاب, عكس
1 comment so far
سطل آشغال صورتي فوریه 25, 2008
Posted by Ali Shams in ايران, دين، فرهنگ و جامعه, مشاهدات پراكنده.Tags: ايران, جمهوري اسلامي, حجاب
add a comment

در خبرها آمده بود كه برادران جانبركف نيروي انتظامي وقتي داشتند يك دختر بدحجاب (وايوايواي…) را با چماق امر به معروف ميكردند مورد حمله مردم خفنجانبركفتر صادقيه قرار گرفتند. (لينك خبر)
همچينين آمده بود كه ايشان يكي از جواناني را كه قصد دفاع از دختر را داشته توي سطل زباله انداختهاند. من با خودم فكر ميكنم كجاي دنيا پليس مردم رو توي سطل زباله مياندازه. يعني واقعاً، اساساً، شرعاً و اينا وظيفه پليس اينه؟ اين رژيم نامرد، عوضي، آشغال، قاتل، خاكبرسر و كثافت پهلوي هم مردم عادي رو توي سطل آشغال نميانداخت. من كه توي هيچ كتاب تاريخ نخواندهام. شما خوانده ايد؟
پاسخ حكيمانه: آن موقعها دكترخلبان قاليباف شهردار تهران نشده بودند كه سيستم آشغالجمعكني مكانيزهي خفن و مگا-سطلآشغال كه توش-آدم-جا-بشه توي خيابانها باشد. اگر بود اونها هم مينداختن.آي آقا… دوست عزيز با شمام…. شمايي كه سرت رو در راهپيمايي 22 بهمن به سبك شترمرغ و يا شايد كبك به درون برف فرو كرده بودي… آره آشغال تو رو ميگم.
راستي كسي ميداند چرا اين كارگرهاي شهرداري هنوز از آدم ماهيانه ميخواهند؟ مگر حقوق نميگيرند؟
پي نوشت: به نظرم اين زشتترين نوع تحقيره. حتي لاتولوتهاي توي خيابون هم اينجوري كسي رو تحقير نميكنند. توي راهپيمايي روز زن هم يك سال روي سر تظاهر كنندگان آشغال ريختند. متن كتابهاي ديني مدرسه اگر يادتان باشد ميگفت عربها روي سر پيامبر اسلام زباله ميريختند كه تحقيرش كنند. تشابه جالبي دارد با اين جريان… خودشان جواب خودشان را ميدهند.
(عكس: علي شمس - 22 بهمن 1386 )
تهران هزار و سيصد و هشتاد و شش دسامبر 5, 2007
Posted by Ali Shams in عهد عتيق.Tags: تهران, حجاب, شعر
4 comments
مرداني اخم ناك با سيگاري در دست و لباس هاي به رنگ كدر.
زناني نيمه پوشيده كه استادانه از حدود مجاز تمام استفاده را مي برند.
- خواه ساق پا، يا قوسي از تن-
اينجا تهران است. هزار و سيصد و هشتاد و شش.
رانندگاني كه لذت را در انحرافي حقير از مسير مجاز مي يابند
و سوار مي كنند زناني نيمه عفيف كه از حدود مجاز نهايت استفاده را مي برند.
اينجا تهران است. هزار و سيصد و هشتاد و شش.
مردماني كه شب ها توي آسمان دور ستاره نمي بينند
و
روز قله هاي برف گير كوههاي نزديك
“…ما كه دلهايمان زمستان است.
ما كه خورشيدمان نمي خندند.
ما كه باغ و بهارمان پژمرد…”



