ماجراهاي مخمل و معشوقهاش مارس 28, 2008
Posted by Ali Shams in يادداشتهاي شخصي.Tags: مخمل, گربه, پيشولو
1 comment so far
مخمل دوست دختر پيدا كرده. گاه و بي گاه وقتي كه چشمم بهش نيست ميره سر ديوار ميبيندش، گاهي هم اون مياد دم باغچه براي هم كش و قوس ميان. حالا هم نشسته چشمش به سر ديواره كه اين دختره پتياره كي مياد…
بدترين قسمت ماجرا اينكه دوست دخترش يه چيز سياهيه كه نگو… ميگن مردا عاشق تفاوتها ميشن ولي عاشق يك گربه سياه نيمه بنگلادشي قمي شدن كه معلوم نيست باباش كيه ننهاش كيه واقعاً نوبره به خدا… بيا و گربه بزرگ كن…
جك احمدي نژادي در شبكه پيامنماي تلوزيون: پدر احمدينژاد بسوزه فوریه 24, 2008
Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده.Tags: گربه, احمدينژاد, تلوزيون, جك, عكس
4 comments
ما يك گربه را به فرزندخواندگي قبول فرموديم فوریه 22, 2008
Posted by Ali Shams in مشاهدات پراكنده.Tags: گربه, پلنگ, خودماني
add a comment




